::دلا دیوانه شو::

دلا دیوانه شو تا با منم بیگانه گردم/
خلاصم کن که تا فارغ از این بتخانه گردم

ز خورشیدت بزن آتش به پرهایم به آنی/
بسوزم بی خبر, چون قصه ی پروانه گردم

ز عقلم هم جدا کن, بی خرد تنها رها کن/
که یا با گل نشینم یا که در میخانه گردم

شراب لحظه ها نوشم, شوم فارغ ز هوشم/
بریزان از حضورت تا که چون پیمانه گردم

دهم جامی به هر کس تشنه ی مستانگی بود/
شود معشوق و من چون عاشق مستانه گردم

مرا با خلق دلخواهت نشان و همنشین کن/
که بهر اشک و بر پیشانی اش چون شانه گردم

مرا با خود ببر هر سو که بینم روی ماهت/
اگر چه در سفر بی خویش و بی کاشانه گردم

نشانم ده به آیینه که یابم در وجودی/
ز شوقت بی من و بر سجده ی شکرانه گردم

/ 0 نظر / 5 بازدید