::دیگر چه خوانم::

دیگر چه خوانم دم به دم, تا عشق او ساری شود/
او خوانمش!, ان خوانمش!, تا پاسخش اری شود

اینک بسی مدت شده, کین لفظ "او" بر خط شده/
خط هم که از او خط شده!!, تا خود ز خود جاری شود

این خط وصل از "او" به "من", برده تمام تاب من/
این خط ممتد پس به کی, چون خط پرگاری شود?

بر درک این من کی رسد?!, دیوانه گردد گر سزد/
یا نیست گردد بی خبر, یا مست می خواری شود

بشنیدم از مرد سخن , خود خرج کن, زین تا کفن/
کین خرج خود,همچون چراغ, بر هر شب تاری شود

من در پی او نیستم, یا اینکه خود هم کیستم/
دنبال انم کین وجود, از غیر او عاری شود

تا هر چه بینم او شود, دل هر دمش دلجو شود/
یا دل به دست ارد و یا, سرگرم دلداری شود

/ 0 نظر / 10 بازدید