::اگر روزی خدا بودم::


در این دنیا چه میکردم,اگر روزی خدا بودم?/
به دنبال چه میگشتم, اگر از من رها بودم?

گمانم هر کجا هر دم, پی لب.تشنه میگشتم/
چو یک ساقی بی منت, برش پیمانه میگشتم

اگر هر کس مرا میخواند, برایش گوش جان بودم/
وگر اهنگ جان میخواست, برش اوازه خوان بودم

برای یک دل تنها, تماما دست میگشتم/
چو یک روح نوازشگر, بر انچه هست میگشتم

گهی چون دانه ی عشقی, به دشت و دامن دلها/
ز مهرم ریشه میکردم, که روید خنده ای زیبا

به وقت شادی دلها, منم رقصنده میگشتم/
یقینا همره خلقم , سراپا خنده میگشتم

ز نعمتهای موجودم, به هر جنبنده میدادم/
کلامم خرج میکردم, چو شعری دست بر بادم

به هر حال و به هر کویی, سراسر غرق دم بودم/
بدون ترس ه از فردا, که فردا هم خودم بودم

نه انبار و پس اندازی, نه ترفند و دقل بازی/
تماما جاری و ساده, به دور از جستن رازی

چه نقش خوب و زیبایی, چه بی تا میشد این رویا/
اگر روزی خدا بودیم, چه زیبا میشد این دنیا

گمانم تا چنین روزی, صفاتش را برانگیزم/
تمام هستی خود را, به عشقش در هم امیزم
======
کیانوش 94/4/21

/ 0 نظر / 19 بازدید