::ای علت::


یارب ای زندگی ای علت این بودن ما/
ای که یادت بشود موجب اسودن ما

ازلت مال خودت, از چه پی اش میگردم?!/
ابدت هم نکند راحت و درمان دردم

تو خودت شکل گرفتی به چنین نقش و نگار/
هم مرکب شدی و هم سبب ه این اشعار

من به دنبال بسی گفته و ناگفته نی ام/
ز کجا امدم و ادمم و اینکه کی ام

ز چه اصرار کنم تا بنمایی اسرار/
زانکه ظرفش چو نباشد بنمایم انکار

بهتر ان است که در زندگی ات پا بنهم/
یک قدم بیش در این صحن معما بنهم

بشوم همسفرت بی غم و بی توشه ی راه/
بشوم شاهد نوری که کند روشن ماه

کوله بارم تهی از هر چه به جز زندگی است/
یک سبد حال و کنون است و پر از سادگی است

زندگی, حال که نه, حال, زمان ه گذراست/
به یقین این همه ابعاد, از این لحظه فراست

من فقط منتظرم تا ز سر حکمت خلق/
شوم انکس که شده حاضر ه بر خدمت خلق

متبلور بشود هر چه نهان گشته به جان/
تا که زیبا بشود از اثری, هست و جهان
======
کیانوش 94/3/22

/ 0 نظر / 5 بازدید