::چشمه ی جوشان::

از چشمه چه جوشد به جز آبی که درآن است/
از کوزه برون تراود آنی که در آن است

در کوزه اگر هیچ نباشد چه تراود?/
ان تشنه به دنبال چه گردد?چه بخواهد?

لبریز چو گردد دلی از علت بودن/
خلقی بشوند در طرب از مدح و ستودن

ان چشمه که جاری شده, اما اگرش نیست/
از اینکه که نوشد?, چه زمانی?, خبرش نیست

صد مور و پرنده, بنشینند به کنارش/
چون چشمه فقط جوشش و بخشش شده کارش

ان تشنه که میگردد از این اب, چو سیراب/
از منظر چشمه, نه غلام است و نه ارباب

این چشمه خودش حفره ای اندر دل کوه است/
چون حفره نگردد , ننماید که کجا هست
.
.

علت, تو خودت بهر خودت باز نکن ناز/
از هر طرفی حفره ای اندر دل من ساز

از شعله ی باور بزن اتش, یخ اوا/
تا اب شود شعر و طرب بر سر دلها
======
کیانوش 94/3/16

/ 0 نظر / 4 بازدید