::حاضرم::

ای جهاندارم اگر جانم بخواهی حاضرم/
گر جنون و حال مستانم بخواهی حاضرم

شوق من ازادی و بیزارم از زندان و بند/
بودنم را گر به زندانم بخواهی حاضرم

گر چه اصرارم به بودن هم ز حکمتهای توست/
گر همین اکنون تو فقدانم بخواهی حاضرم

لذتم موسیقی و رقصیدن و لبخند لب/
گر تو هر دم چشم گریانم بخواهی حاضرم

من به هر راهی که دانستم قدم بر ان زدم/
گر قدم بر هر نمیدانم بخواهی حاضرم

ماتمم گر گه شود اسباب همراهی تو/
گر تو ماتم را به هر انم بخواهی حاضرم

ارزویم باور و ایمان ه بر هست تو بود/
گرتو خواهی, گرچه ایمانم بخواهی حاضرم

در ره عینیت ه هر انچه رویای تو هست/
گر که هر کاری ز دستانم بخواهی حاضرم
=====
کیانوش 94/5/14

/ 0 نظر / 28 بازدید