::آن هم نباشد::

بیا نقشی زنیم تا غم نباشد
به دلها ردی از ماتم نباشد

بیا آبی زنیم خاک و هوا را
که غیر از بوی خاک و نم نباشد

بیا همراه یکدیگر بمانیم
که در دنیا بجز همدم نباشد

بیا خود باش و خود را زندگی کن
که حست در هوا مبهم نباشد

بیا نظمی بده احساس خود را
که افکارت چنین برهم نباشد

بیا عشق حقیقی را بیابیم
که جز آن در جهان محرم نباشد

بیا شاکر بمان بر هر چه هستی
بدان هر آنچه داده کم نباشد

خودت را بین دست مهربان بین
مگو: "کو کو و میترسم نباشد"

دمت را مغتنم دان و رها کن
که شاید این دمت یک دم نباشد

بیا محو نسیم صبح گردیم
هر آنچه بوده ایم، آن هم نباشد

/ 1 نظر / 5 بازدید
ERNEST

مرسي كيانوش خيلي قشنگ بود ..