::دیوانگی::

عدول از راه و بی کاشانگی را دوست دارم/
من این بی راهه و دیوانگی را دوست دارم

نمیخواهم چو مرغان, بسته پر, حیران بمانم/
به شوق پر زدن, پروانگی را دوست دارم

حقیقت گر به نان و جسم و سیما گشته محدود/
یقینا عالم افسانگی را دوست دارم

گهی مستانه همرقص هرانم گشته در پیش/
چه خوب و بد, من این مستانگی را دوست دارم

ز انسان گه چو حیوان گشتم و گه چون گیاهان/
گهی چون دانه ام, این دانگی را دوست دارم

اگرچه بهر علتها بسی حیران بگشتم/
ولی با این وجود, حیرانگی را دوست دارم

بسی گفتم چنین است و چنان را دوست دارم/
گهی در شعر خود پرچانگی را دوست دارم
======
کیانوش 94/3/28

 

/ 0 نظر / 8 بازدید