::هر نفسم باش::

ای وجودی که گهی یاد تو گردد نفسم/
همرهت کن نفسم, تا برهم از قفسم

قفسی ساخته ای از من و من بنده ی ان/
شده عشقت چو کلیدی و دلم در پی ان

این قفس هم ,نه جدا از تو, که از حکمت توست/
که همه, بازی تو بوده از ان روز نخست

بازی عشق و گریز و شوق پیوستن اصل/
که به اگاهی از این اصل شود معنی وصل

موج اگاهی تو هست به هر کوی و زمان/
روح 'بی من' طلبد تا که شود عین همان

من به دلخواه منم بنده ی تسلیم نی ام/
تو به دلخواه خودت رام کنم, گرچه به غم

ای تو شیرازه ی این دفتر پر نقش نگار/
همنفس باش و بگیر از من من این افسار

/ 0 نظر / 7 بازدید