::زیر نور ماه::

زیر نور ماه و صد افسوس و آه از خواب شب/
میرود فرصت ز دست از شور و احساس طرب

ای دو چشم سر, کمی با خویشتنداری بمان/
ماه را بین تا نرفته, لکه ابری بر آن

ای دو پای خسته ام , اندی رمق داری بگو?/
تا به رقص آیی, نترسی از نبود آبِ رو

قلب نازم, از طپشهایت در این عالم مکاه/
این نفسهای عمیق, همره شود در وقت آه

ای چراغ خانه ام , اصراف اینجا جایز است/
تا که از نورت ببینم ذره ذراتی که هست

ای دو گوشم در سکوت شب شنو اهنگ جان/
در هیاهو گم شود پیغام و هر نجوای ان

التماسم بیش از این رخست به بیداری نداد/
سر به بالین مینهم چون خواب بر چشمم فتاد

حال اگر هم لاجرم امد زمان و وقت خواب/
خواهشی دارم بگردد شکل خوابم بر ثواب

خواب بینم دایما در رقص و مستی مانده ام/
بر هر ان لب تشنه ای یک جرعه از دل داده ام

خواب بینم پر گشودم با دو بال این خیال/
پر بگیرم سوی هر اوجی که میباشد محال

خواب بینم گوهر جانم زبان بگشوده است/
گوید از هر انچه در بیداریم دل داده است

خواب بینم شب شده اماده ی خوابی دگر/
مابقی ه انچه میخواهم بیاید در نظر

/ 0 نظر / 9 بازدید