::بهار::

عید امد و پر شد همه جا عطر بهاران/
اماده ی نو گشتن و مهمانی باران

دلها شده اماده ی بشکفتن و دیدار/
شیرینی لبخند, به دل گشته پدیدار

از شوق سلام گل و از دیدن سنبل/
وز رقص درخت و طرب و خواندن بلبل

اید خبر نو شدن و ارزش نابش/
هر دانه ی پنهان به زمین جسته ز خوابش

تا رشد کند در جهت علت خلقش/
وز گل شدنش خنده زند خالق و حقش

ای دوست,که عشقی به دلت گشته چو دانه/
از باور این عشق, زند دانه جوانه

گر سال به سال است, بهاران طبیعت/
هر لحظه بهاریست در این باغ حقیقت

تا بشکفد از میوه ی عشقش بدهد بار/
وز مهر و محبت بشود صحنه چو گلزار

زیبا شود این هستی و هر لحظه شود قند/
با عیدی مهر و شفق و گه دو سه لبخند

از عمق دلم در طلبم بهر عزیزان/
تا نو شود هر لحظه تان همچو بهاران

/ 0 نظر / 3 بازدید